loading...

قلم من

بازدید : 228
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 18:36

از باغ كه بر مى گشتيم، عميقا در فكر فرو رفته بودم. به پسران كوچكم مى انديشيدم. پسرانى كه بازيگوشند.
كوچك بودند ولى قوى. براى خود مردى بودند. كوچك مردانى كه جورى كمكم كردند كه گويي دير زمانى است كه در اين كار اند.
كوچك مردان زعفرانى بابا.

848 _ ولد الزنا یا طهارت مولد
برچسب ها
بازدید : 259
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 18:36

بازدید : 214
پنجشنبه 28 آبان 1399 زمان : 7:37

در تاريكی محض بودم. هیچ چیز را نمی‌دیدم. نوری روشن شد. پرتو فانوس بر صورتش افتاد ولی غریبانه غریبه بود.

فریاد دلم بشنو ###
برچسب ها
بازدید : 279
سه شنبه 26 آبان 1399 زمان : 1:37

کمی‌سرم را جابه جا کردم تا از میان بافت لطیف ابر، او را بهتر ببینم. او همچنان همانجا بود. در اعماق دریای نیلگون. با ناز خوابیده بود. همیشه همانجا بود. مانده ام چرا آنجا؟

به دنبال چه می‌گردید
بازدید : 205
سه شنبه 26 آبان 1399 زمان : 1:37

بازدید : 213
سه شنبه 26 آبان 1399 زمان : 1:37

با کش دادن دهانش، لبخند اخم آلودی تحویلم داد. صدای شکستن قلبم را شنیدم. صدا به دیوار‌های بدنم برخورد کرد و در سرم پیچید. داشت دیوانه ام می‌کرد. امانم نداد و بر زمین افتادم.

آسمن بلند و دریای عمیق

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب : <-BlogPostsCount->
  • کل نظرات : <-BlogCommentsCount->
  • افراد آنلاین : <-OnlineVisitors->
  • تعداد اعضا : <-BlogUsersCount->
  • بازدید امروز : <-TodayVisits->
  • بازدید کننده امروز : <-TodayVisitors->
  • باردید دیروز : <-YesterdayVisits->
  • بازدید کننده دیروز : <-YesterdayVisitors->
  • گوگل امروز : <-TodayGoogleEntrance->
  • گوگل دیروز : <-YesterdayGoogleEntrance->
  • بازدید هفته : <-WeekVisits->
  • بازدید ماه : <-MonthVisits->
  • بازدید سال : <-YearVisits->
  • بازدید کلی : <-AllVisits->
  • کدهای اختصاصی